.

زندگی یعنی امید و حرکت

زندگی یعنی حرکت...
ساعت ۱٠:۳۱ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٥ آبان ۱۳۸٧ 

.

به نام خالق حرکت

زندگی در صدف خویش گهر ساختن است...

همه لقـــمه شکر نتـــوان فـرو برد...

گهی صافی توان خوردن گهی دُرد...

خردمـــند آن بود کو در هــمه کار...

گهی با گـُــل بســــــازد گاه با خار...

بسا قفــلی که بنـــدش ناپدید است...

چو وابینی نه قفلست آن، کلیدست...

...زندگی یعنی امید و حرکت...

هر کدام از ما به دنبال کاری روانهء این دنیا گشته ایم...

تا دیر نشده باید شروع کرد...

به قول استاد:

سخت بیندیش و بکوش تا از درون صافی شوی و طلب را به گرد سرایی طواف دهی که اگر مهیّا نشد نهراسی و دل گرم باشی... عالمت را بساز که معمار آن خودِ خودت هستی...

برخیز ساقیا قـدحی پر شراب کن...

دور فلک درنگ ندارد، شتاب کن...

من انسانم و خداوند مرا مختار نموده تا به میزان کوشش و حرکتم، عاقبتی خیر داشته باشم...

گرچه توکّل بر خدا در همهء لحظات همراهمان است امّا همان خدایی که آن به آن در من انرژی و توان ایجاد می کند، از من می خواهد که آنچنان خود را مملوّ از خیر کنم که منشاء خیر شوم و سلآم... یعنی همواره از من امیدِ خیر برود و آرامش بخشی...

...یا علی مددست به اذن خدا...

.


کلمات کلیدی:
 
إرحمنا...
ساعت ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۳ آبان ۱۳۸٧ 

.

هوالسّلآم

ولله المَشرِقُ والمَغرِب فَأینَما تُولّوا فَثَمَّ وَجهُ الله

...خاور و باختر از آنِ خداوند است...

... چراکه به هر سمتی رو بگردانید، وجهی ازخداوندسـت که در حال جلوه گریست...

در عالم هستی فقط یک حقیقت اصیل و واقعی موجودست...

و بقیهء عالم هر چه که هست مظاهر گوناگون و تجلّیات متکثّر آن حقیقتِ یکتاست...

...همهء موجودات، مراتب مختلفی از همان حقیقت یگانه اند...

...بسان اقیانوسی که هر چه در او موجودست همان آبست و بس...

...موج و کف و عمق و سطح نیز مراتبی ازهمان آب هستند...

در هزاران جام گوناگون شرابی بیش نیست...

کـثرت اندر موج باشـد لیک آبی بیش نیست...

و تو ای نگارنده نیک بنگر که از حقیقتِ هماره جاری چه بهره ای برده ای؟

کفی که بر موج سوارست و میهمانِ چند لحظه ای از عالمست؟

و یا موجی که محمل فریاد اقیانوسست؟

و یا...؟

نیک بنگــــــــــر...... به میزانی که در عالم تأثیر می گذاری، عمیق شده ای...

... باور کن...

پاک باش و به بهای پاکی به دنبال معرفت مباش... پاک باش و مستور... پاک باش و تاب بیاور... پاک باش و عمق بیاب... پاک باش و دم همه دم سیراب باش... پاک باش و با توشهء پاکی وجودت را به طلب مزیّن کن... پاک باش و تاب بیاور... پاک باش و نظاره گر ثمرهء صبوری ات بمان... پاک باش و رها کن این گفت و شنفت... پاک باش و ایمان بیاور که خداوند هر که را بخواهد می طلبد و هر که را بخواهد هدایت میکند و هر که را بخواهد عزّت می دهد... پاک باش و آنگاه بسم الله بگو... آخَر  بین ظرف و مظروف، تناسبی باید...

...پاک شو اوّل و پس دیده بر آن پاک انداز...

راهی را آرزو دارم سبز و جاری تا دل کوه... بهار را چشم بسته می توان دید... چه رسد به اینکه چشمهایت را بگشایی و در طراوت صبحگاهی اش تنفّس کنی...

 ...عطر میهمان مشامت...

...یا علی...

.


کلمات کلیدی: